الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
331
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
فذروة المجد عندى ليس يدركها * من لم يكن سالكا مستصعب السبل و ان عراك العنا و الضيم فى بلد * فانهض الى غيره فى الارض و انتقل و ان خبرت الورى ألفيت أكثرهم * قد استحبوا طريقا غير معتدل ان عاهدوا لم يفوا بالعهد أو وعدوا * فمنجز الوعد منهم غير محتمل يحول صبغ الليالى عن مفارقهم * ليستحيلوا و سوء الحال لم يحل انسان خردمند و دلآگاه آن كسى است كه دل بدين دنيا نمىبندد و به زندگانى دنيا اعتنايى ندارد . و آدم نادان كسى است كه از سپرى شدن عمر و گذشتن شبها بيمى به خود راه نمىدهد . آرى ، روزگار است كه سايهاش را بر سر اهل خود پهن كرده است و نشنيدهايم كه سايه جابجا نشود . بارى ، اين رويه دنيا و خوى ديرين آن است كه به فرومايگان مهر مىورزد و با مردم اصيل و آزاده به بدى رفتار مىكند . اكنون كه در دنيا اقامت دارى دستهايت را به ريسمان تقوا استوار بدار ، و نيكوكارى كن كه جز نيكوكارى بهرهء ديگرى نخواهى يافت . و بر مركبهاى علو و بلندهمتى سوار شو تا به مقامات عالى دست يا بى و به كم و ناچيز ، اكتفا مكن كه به يقين مىدانم رسيدن به بالاترين پايهء كمال ، جز با پيمودن راههاى دشوار به دست نخواهد آمد . و هرگاه در سرزمينى به ناراحتى به سر مىبردى و با كينهتوزان برابر مىشدى ، ازآنجا به سرزمين ديگر انتقال پيدا كن . با توجه بدانچه گفته شد هرگاه ، از احوال مردم جويا باشى خواهى ديد كه اكثر آنها به طريق نامعتدل درآمدهاند . آنچنان كه به عهد خود وفا نمىكنند و به وعدهء خويش ترتيب اثر نمىدهند . از تيرگى شب استفاده مىكنند تا خود را به صورت ديگرى جلوه دهند و حال آنكه نابسامانى و پليدى آنها قابل تغيير نمىباشد .